آل‌استار‌به‌پای قبیله

مزخرف، چرت‌وپرت، هرچی از دهنم درمیاد، نفهم، انتقادناپذیر، مسخره، غرغرو، کُشتنی، رها کردنی، آزاردادنی.

درد میگیره. یه ساعت یا بیشتر. میسوزه. تیر میکشه. قلبم. دست‌هامم تیر میکشن. درد داره. زیاد. گاهی اشکمو درمیاره. نود و نه درصد راجع به تو. واقعا برم دکتر؟ فکر نکنم بتونه کاری کنه این درد بره.

هنوز میترسم هنوز ازم عصبانی باشی.




طبقه بندی: آل استار گرگ بزرگه، 
[ دوشنبه 23 مهر 1397 ] [ 03:53 ق.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

میدونی دلم میخواست مرگم یه فایده‌ای برای تو داشته باشه. مثلا، یه تصادفی بکنی و یه عضو حیاتی بخوای و من بتونم بدمش بهت. بعد حافظه ت پاک بشه. (تخمی تخیلی)




طبقه بندی: آل استار گرگ بزرگه، 
[ دوشنبه 23 مهر 1397 ] [ 01:44 ق.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

یعنی تو بودی؟ یعنی میتونم پیدات کنم؟ میتونم بغلت کنم؟ میتونم از شر این دلتنگی همیشگی خلاص شم؟ میتونم نی‌ساما؟ میای؟ میای نی‌ساما؟ میای که از والرین دور نگهت دارم؟ میای که بیخیال هرچی درس و دانشگاه کوفتیه بشم؟ میای دوتایی بریم ولگردی؟ میای اردلانو پیدا کنیم؟ میای که مسخره‌ام کنی؟ موهامو شونه کنی، سر کوتاه کردنش دعوا کنیم؟ هروقت ترسیدم بهت بگم که بپرسی مگه تو هویجی؟ که بگم معتاد شدم که بگی لازم نیست ترک کنم؟ میای قربونت برم؟ میای این اشکامو پاک کنی؟ برات چای و قهوه بیارم، موهاتو شونه کنم و بشورم؟ میشه بیای که من فقط نگاهت کنم؟





طبقه بندی: آل استار گرگ بزرگه، آل استار تو، 
[ دوشنبه 23 مهر 1397 ] [ 12:54 ق.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

وی با جفتی کتونی و  جینی تیره و گشاد راه میرود. مانتویش را جمع کرده و دستش را میکند توی جیب جینش، کارتها و گوشی اش را هم میگذارد تو جیب های پشتی جین.
فضیلت یاداوری میکنه: گوشیتو نذار اونجا. میشینی روش میشکنه. 


[ شنبه 21 مهر 1397 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

یکی از حرفای باحال استاد تورانی رو براتون تعریف کنم
اقا یه روز ازمون پرسید: قیمت عقلتون چنده؟ (قبل از خوندن بقیه ش پیش خودتون جواب بدین)
همه یه قیمت بالایی گفتن. منم. 
بعد شروع کرد به تعریف کردن یه ماجرایی از دوران خودش
یروز سر کلاس بوده که یه استادی همین سوال رو میپرسه
میگه همکلاسیاش قیمتای بالا گفتن و خودش گفته: یه قرون 
استاده گفته: همیشه چیزای آکبند رو گرون میفروشن، کارکرده ها رو ارزون!


[ شنبه 21 مهر 1397 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

یدونه موی سفید دارم، دقیقا افتاده روی چتری‌هام. برای اولین بار از موی سفیدم خوشحال شدم، انقد کاکویی شده! تازه سنمم مجهول میکنه یجورایی احساس میکنم.

[ شنبه 21 مهر 1397 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

آیسان:

هر جا میگم مدی میگن آره میخونیمش



[ شنبه 21 مهر 1397 ] [ 01:41 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

pول تو جیبى gرفتن رو با صاف كردن ارسطو نشون میدیم

+كیبوردش فارسى نداره



[ شنبه 21 مهر 1397 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

موهامو چتری زدم. اکثرا میگن بامزه شدم و سنم بازم کمتر نشون میده. همین الانشم بیست نمیزدم ینی بازم کمتر میشه چقدر؟!
همکلاسیم گفت لپات افتاده بیرون. 


[ چهارشنبه 18 مهر 1397 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

گوشیم روشن نمیشه (لابد سوخته) پس احتمال زیاد تا مدت مدیدی این تاچ نباشم.
مراقب خودتون باشید.


[ سه شنبه 17 مهر 1397 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

دلایلی که امشب از دانشگاه الزهرا متنفرم:

1- شال ممنوع شده.

2- شال ممنوع شده.

3- شال ممنوع شده.

4- سلفش ترشی کم می‌ریزه.

5- سلفش دیگه دلستر نمی‌ده.

6- شال ممنوع شده.



[ دوشنبه 16 مهر 1397 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

ینی میشه یه روز دیگه کسی مسخره‌ام نکنه؟

بله. من ازون تایپ‌‌هاییم که هیچی جز چند تا خرده مطلب راجع به چند تا علم و انیمه نمیدونه و در مورد بقیه چیزها بلد نیست حرف بزنه. نمیتونه احساساتش رو به زبون بیاره، استرسی و خجالتیه، منزویه، بلد نیست سر صحبت رو باز کنه، سعی می‌کنه بامزه باشه ولی هیچکس جز خودش به جک‌هاش نمیخنده، بنابراین بهترین سوژه برای مسخره‌شدنه.

تا سیزده سالگی هیچ دوستی نداشته، بعد از اون هم دوست‌هاش ولش کردن و بهترین تفریح قلدرهای مدرسه بوده. خدای سوتی، کسل کننده و غرغرو.



[ دوشنبه 16 مهر 1397 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

فکر نکن. به هیچی فکر نکن. به اون فکر نکن!!! بلوط‌ها رو نگه دار. به اون فکر نکن، اگه نمیتونی پس به هیچی فکر نکن. نکن لعنتی، نکن. نمی‌خوام بلوط‌ها رو بندازم بیرون.



[ دوشنبه 16 مهر 1397 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ MadGirl ] نظرات

تعداد کل صفحات : 247 ::     1  2  3  4  5  6  7  ...  



      قالب ساز آنلاین